عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

281

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

و مجالس عمومى و ميادين حرب باشد . غذاهائى كه براى او تهيّه ميكردند متفاوت بود از جمله غذاى پادشاهى كه عبارت از كباب گرم و سرد ، بقلمه ، آبگوشت ترش ، ماهى پخته سرد ، پلو با گوشت ، دلمه ، يك خوراك گوشت كه در سر كه پخته شده باشد و ترحلوا بوده و غذاى خراسانى كه عبارت از كباب سيخى و ديك كباب با كره و ربّ و غذاى رومى كه با شير و شكر همچنين با تخم‌مرغ و عسل با برنج و كره و شير و شكر تهيّه ميشد و غذاى دهقانى كه عبارت از كوشت گوسفند نمك‌سوز و نارسوز و تخم‌مرغ پخته بوده است . پس از چهار سال و چند ماه سلطنت ، بلاش در عنفوان جوانى راهى را كه پدران و اجدادش طى كرده بودند بمصداق شعر ابو تمام طى كرد « 1 » عليك سلام اللّه وقفا فإنّني * رأيت الكريم الحرّ ليس له عمر « 2 » سلطنت قباد بن فيروز همين كه قباد به منظور كينه‌خواهى از برادر نزد خاقان رفته از او استعانت كرد خاقان باحترام از او پذيرائى نموده مقدمش را گرامى داشت و بوعده اميدوارش ساخت ولى مدام بدفع الوقت گذرانيده اجراى وعدهء خود را قريب چهار سال بتأخير انداخت . در ضمن خاتون كه سوگلى خاقان بود از او پشتيبانى نموده ويرا بفرزندى خود پذيرفت و مدام شوهر را باعزام كمك و مساعدت با او توصيه ميكرد تا آنكه حمايتش جامهء عمل پوشيد و همچنانكه فرزدق در اين معنى گفته : ليس الشفيع الّذى يأتيك متّزرا * مثل الشّفيع الّذى يأتيك عريانا « 3 » خاقان با سىهزار سوار او را اعزام داشت ولى همين كه قباد بنيشابور رسيد خبر مرگ بلاش را به او دادند و كارش خود به خود رونق و اعتبار يافت همچنانكه على بن جهم گفته : أيقنت أن موته حياتى « 4 »

--> ( 1 ) 487 ميلادى . ( 2 ) سلام خدا بر تو باد زيرا مىبينم آنكه آزاده مرد و كريم است عمرش كوتاه است . ( 3 ) شفاعت‌كننده‌اى كه لباس پوشيده نزد تو مىآيد غير از شفاعت‌كننده‌ايست كه عريان نزد تو آيد . ( 4 ) خوب ميدانستم كه حيات من در مرگ اوست .